|
|
همواره انسان و تامل در پیچیدگیهای شخصیت او سوژه ذهنی هنرمندان بوده است. با عبور از اومانیسم سنتی، پیکر انسان به نمایش مفاهیم انتزاعی، حکایات، احساسات و سایر مضامین مرتبط پرداخته است. پس از آن هنرمندان غربی در پی اعتراض به رخدادهایی پیامدهای جنگ، ت...(more) همواره انسان و تامل در پیچیدگیهای شخصیت او سوژه ذهنی هنرمندان بوده است. با عبور از اومانیسم سنتی، پیکر انسان به نمایش مفاهیم انتزاعی، حکایات، احساسات و سایر مضامین مرتبط پرداخته است. پس از آن هنرمندان غربی در پی اعتراض به رخدادهایی پیامدهای جنگ، تفکیک جنسیت و چالشهای دیگر فراروی انسان، از بدن خود بطور مستقیم در هنر اجرا برای تاثیرپذیری هر چه بیشتر استفاده کردندهنر معاصر و بویژه مجسمه سازی معاصر فاصله بین نگاه سنتی به پیکر انسان، و بدن به عنوان کالبدی که درونی دارد و میتواند مورد توجه قرار گیرد را ارتقاء داده است.اینک رویکرد هنرمند امروزی به بدن به عنوان مکانی که ما همواره اندیشه ها و تجربیاتمان در آن قرار گرفته ایم و نیز انگاره عدم شخصیت پردازی و تغییر در اندازه طبیعی ابعاد فلسفی و روانکاوانه نگرش به انسان را متحول ساخته است. از سوی دیگر همگرایی هنر و اجتماع، مهاجرت، پدیده چند فرهنگی، دنیای مجازی و از بین رفتن مرز هنر و زندگی توجه به انسان و موقعیت کنونی اورا بیش از پیش نزد هنرمندان برجسته ساخته استدر نمایشگاه پیش رو، با توجه به اینکه اثر هنری هستی خود را معنی میکند و در جهانی بیگانه،نامکشوف و دست نیافتنی، تمثیلی را بر میگزیند تا مفهومی دیگر از وجود را معنا کند تفسیری از شرایط انسان و اجتماع امروزی و تعمیم این وضعیت در گسترش اثر هنری محور اندیشه هنرمندان بوده استکورش گلناری خرداد 1391
|