تر- دید
در اینجا با نقاش پرسپکتیویستى روبرو هستیم که مي خواهد از زوایای مختلف به زیبایی نگاه کند.
به انواع زیبایی توجه دارد و از همه ی سلیقه هاى اجرایى استقبال می کند. کارگاهش شبیه آزمایشگاهی است پر از تجربه های مختلف تكنیكى كه دائماً آن ها را گسترش مى دهد.
این کارها نشان می دهند که هنرمند علاوه بر نمایش حالات درونى اش، در هر کاری در جستجوی مودها لحظه ای همان کار است و وقتی مود تازه ای را کشف می کند، برای شناخت بهتر آن، آزمایش های مختلفى را بر روی آن انجام می دهد تا شكل های تازه اى را کشف کند.
او گرایش زیادی به اتفاق دارد و نتیجه ی کارهایش تا لحظه ی آخر قابل پیش بینی نیست. «اتفاق» همان چیزی است که به او انگیزه می دهد. فریدون به تکنیک و روش کار توجه خاصی دارد، چرا که یک نقاش عملگرا است.
او پایبند به اصول خوشنویسی نیست، بلکه متکی به ارائه ی جدید آن است.
بافت در کارهای او همان چیزی است که نقاشی های او را از اول تا به امروز به هم وصل می کند. حتی در زمانی که از فیگور استفاده می کرد، بافت ها بر فضای کارش حاکم بودند و فیگورها خود را به بیننده تحمیل نمی کردند؛ همچنان که خط در نقاشی های این سال های او خود را به بیننده تحمیل نمی کند.
توجه او به خط، فقط به خاطر نحوه ی خوشنویسی آن نیست، بلکه بیشتر به خاطر فضایی است که خط ایجاد می کند. یعنی به فضاهای منفی همان اندازه اهمیت می دهد که به فرم های اصلی آن. این فضا برای او زمینه ی مساعدی است تا از توانایی های فنی و اجرایی خود برای رسیدن به تجربه ها و مودهای تازه استفاده کند.
فریدون امیدی از تشخص و والایی خط بهره نمی برد، درعوض ارزش های عمومی تری را در فضای خط ایجاد می کند که قابل لمس تر اند و به زندگی امروزی نزدیک تر. حروف در اینجا در حکم ریتم و آکورد دلنوازی هستند که در کارها جریان دارند.
بافت ها و لایه های رنگی در ریتم حروف پارازیت می اندازند و برخی از قسمت ها را تخریب می کنند و بیننده باید با حافظه ی بصری خود آنها را بازسازی کند. سطوح مختلف در چشم ما مدام عقب می روند و جلو می آیند و جای آنها در عمق عوض می شود و به این صورت دید ما را دچار تردید و دوگانگی در سطح و بعد می کنند.
این بازی ها و بازسازی ها سرگرم کننده اند و بیننده را رها نمی کنند.
در کارهای او، در یک ساختار ثابت، دائم اتفاقات تازه ای می افتد و انرژی های جدیدی آزاد می شود که
چشم ما را به یک بازی عجیب و حتی جادویی دعوت می کند. ما با فضاهای نامتعارفی روبرو هستیم که
حروف در آن تأویل دیگری پیدا می کنند. ریتم شاد و سربه هوای عمودی به هیچ وجه، نظم ریتم افقی را جدی
نمی گیرد و مثل این است که یک وقار ذاتی، دستخوش ماجراجویی شده است.
جرم رنگ، تلألو رنگ ها و تأثیر آنها بر روی همدیگر، تجربه ی امپرسیونیستی رنگ ها را یادآوری می کند.
عدم وضوح در اجرای خط، باعث ایجاد شک و ابهام در دید می شود و در این فضای تردید، بیننده به قطعیت کامل نمی رسد. عدم قطعیت باعث ایجاد یک حالت وهم انگیز می شود که ذهن بیننده را مسحور خود می کند و در مسیر حرکت ریتم، با چشم همراه می شود، مسیری که سرگرم کننده، شوق انگیز و هیجان آور است.
فرشید شهیدی
نمایشگاه " فریدون امیدی " بهمن و اسفند 1391 گالری حنا http://www.artin360.com/Henna.htm