0 Likes

Assar Art Gallery Apr 2013 Golnar Tabibzadeh Pandora S Box 02
Tehran

رویاورزی هایی به زبان محلی مدرن

گلنار طبیب زاده بخشی از خود را در هر نقاشی می گذارد. میزان صمیمیت و اتوبیوگرافیک بودن آثار او بسیار جسورانه است.  هریک قصه ای است. هر تصویر روایتی در خود دارد که قابل کشف است. زیبایی و رمزآلودی نقاشی ها شرح روشنگری بر داستان ها و فراخوانی های رویاگون است. 

 در نقاشی های او زنان زیبایی کم نظیری دارند. هیچ یک از آن ها نمونه ای کامل نیست اما همه سرشار از زنانگی ای فوق العاده و آکنده از روح اند. نقاشی های او اسطوره ایند. گربه، مار و ماهی، شخصیت هاییند که در موضوعات و نفس متغیر آثار او حضور دارند.  نقاشی ها دارای اصالت وجودند. از نظر وجودگرایان، وجود بر ذات مقدم است.  

نقاشی ها همچون صحنه ای قاب عکسی در فضای نمایشند. سوژه ها، رویاهایشان را در ساختار نقاشی به نمایش در می آورند. آن ها، از سویی رویا و از سویی دیگر مطالعات عمیق نقاش درباره ی آگاهی و عشق اند.  آن ها به دنبال ارزش و معنایند.  در پس احساس سطحی تشویش و درد، عمقی روان شناسانه نهفته است.  هر یک از افراد آثار او دارای شخصیتی مشخص و جامع است که با مهارت تیزبینانه و بسیار دقیق هنرمند پرداخته شده است. 

 او نقاشی است که از خطر کردن هراس ندارد. نقاشی های او همچون داستان ها و رمان هایی اند که در نگاهی لحظه ای خلاصه شده اند. ما می خواهیم [درونیات و احساسات] خود را به دیگرانی که اهمیت می دهند ابراز کنیم چون برای ما هم کسانی که به ایشان عشق می ورزیم، و می یابیم تا عشق بورزیم، و مایلیم که عشق بورزیم اهمیت دارند. همه ی این ها برای این است تا بتوانیم به گونه ای به تعابیر و برداشت های بسیار مهم که اغلب باید از اولیای امور یا کسانی که تلاش می کنند به ما بگویند واقعیت مان چیست پنهان نگاه داشته شوند بپردازیم.

می توان واقعیت مان را همچون یک پرسپکتیو در نظر گرفت. پرسپکتیو در نقاشی مهم و نمادین است. در نقاشی های گلنار، گاهی پرسپکتیو هوایی وجود دارد، بوم فضایی ایجاد می کند و فیگورها درآن سفر می کنند – فضای داخلی بی کران – شمایل شناسی ای از اشکال نمادین. در آثار اوسوژه و اشیا وجود دارد.  سوژه، مخاطب است.  شمایل شناسی ای انتقادی. همان طور که در تصاویر سینمایی یا عکاسی به شکلی نمادین نشان داده شده است،  تغییری در مفهوم فضا آن گونه که در دوره ی رنسانس مطرح بوده رخ داده است.  طغیان علیه کلاسیسزم، عصیانی میان اندیشه ی آپولونی و دیونیزی است؛ نبردی دیرینه در عصر مدرن. گلنار با آنچه توقع می رود مبارزه می کند. 

به نقاشانی فکر می کردم که بتوانم گلنار طبیب زاده را با آنان مقایسه کنم. یکی از کسانی که به ذهنم رسید مارک شاگال بود؛ نقاشی غیر آیین مدار که به هیچ مکتبی تعلق ندارد. طبیب زاده، همچون شاگال، هنرمندی است که انتظارات را به چالش می کشد و مکاتب و ایده های متفاوت را درهم می آمیزد.  هنرمندان صاحب سبک، از منابع الهام و ارجاعات  بسیاری  بهره می گیرند. شاگال ورای بسیاری از هم عصرانش عمل کرد، و به احتمالی از آن جا که  بیشتر انسان گرا بود تا تقلیل گرا، نبوغش درست فهمیده نشد.  آثار او بر آثار بسیاری از هم دوره هایش برتری داشت و از آنان پیشی گرفت. 

 "عروسک های پنبه ای" طبیب زاده، اثری دو لته ای، رویایی است که لته ی چپی که در آن فضای نمایش به فضای اداری مدرنی در دانشگاه یا شهربیشتر شباهت دارد اسرار آمیزتر از لته ی راستی است که در آن فضا به مکانی برای تصمیم گیری تبدیل می شود .  خودکشی یا [ادامه ی] زندگی؟ از پنجره بیرون پریدن؟ 

بسیاری از سوژه های گلنار را زنانی تشکیل می دهند که در لحضه ای از آرامش و تمنا، و نه در انفعال، آرمیده اند.  آنان آکنده از بوی انتظارند، معشوقانی در انتظارعشق ورزیدن. هرچند که مردان نقاشی های او سردرگم تر و مرددتر از زنان به نظر می آیند.

 نقاشان می خواهند از پوست خود بیرون زنند تا رویاهایشان را بازبنمایانند و برای آن مخاطبی پذیرا یابند. آثار طبیب زاده صادقند.  حس مدارند اما به هیچ وجه ازهیچ چارچوبی بیرون نمی زنند و برای نمایش در فضای عمومی مناسبند. 

 برای درک نقاشی های او، مخاطب باید بپذیرد که دو سطح از آگاهی وجود دارد.  نقاشی های او عمیق و بسیار شخصی اند و او آزادانه درباره ی امیال و احساسات شخصی خود سخن می گوید اما تنها کسانی قادر به دیدن این درونیاتند که به جستجو علاقمند بوده و از سطح ظاهری نقاشی عبورکرده و به لایه های زیرین آن می نگرند و در وهله ی نخست با اثر چون آینه ای که بازتاباننده-ی دل و هویت خودشان است مواجه می شوند و سپس به آن به شکل نمایی از یک رویا می نگرند.

نقاشی های او شبیه مینیاتورهای ایرانی اند. سنت مینیاتور در پابرجا کردن گلنار در سنتی که بخش مهمی از تاریخچه ی فرهنگی او به شمار می آید نقشی اساسی داشته است. صمیمیت، عظمت یا درهم بافتگی صحنه های فیگوراتیو در طول تاریخ دراین نقاشی ها دیده می شوند.  

او خود را نقاشی بیان گر و احساسی می داند. او همچنین می تواند بیانگری از میراث فرهنگی ایران باشد. مکتب بیانگری در واکنش به دور شدن از انسانیت که نتیجه ی صنعتی گری و مدرنیته بود و همچنین رشد فرهنگ شهری و اجتماع بافرهنگ که انتظار داشت هنر با تظاهر، به ظرافت و حتی به کمک زیبایی کلاسیک قدرت خود را پنهان نگاه دارد شکل گرفت.

در رویاها، گفته می شود هنرمندان بیانگرا زمانی به بار می نشینند که اصالت رخت بربندد و مناسبتی با امورجاری افراد متوسط وجود نداشته باشد. 

من از گلنار طبیب زاده که سنت شکن است خوشم می آید. سنت شکنی همچون کسانی که بطور مستقیم و بی واسطه حرفه ی نقاشی را به شیوه ای بر می گزینند تا زبان محلی شخصی ای و منحصر بفرد بوجود آورند.  

فرانک شیفرین*

*فرانک شیفرین هنرمند، برگزارکننده نمایش و منقد امریکایی است. 

Dreamscapes in a Modern Vernacular
Golnar Tabibzadeh puts something of herself in each painting. They are courageous to be so intimate and autobiographical. They are stories. Each image carries a back-story that can be known or inferred. Their beauty and mystery illuminated stories and dreamlike evocations. 
The women in her paintings have a rare beauty. They are not perfect specimens, but are rich and redolent with great femininity and spirit.  The paintings are mythic. Cats, serpents and fish are characters that exist within the shifting self and subject of the works. They are existential. The existentialists believe that existence precedes essence.  
The paintings are proscenium stages of theatrical space. The subjects enact their dreams within painting structure. They are dreams on one hand and on the other are deep investigations into consciousness and love by the painter. They are seeking values and meaning. There is psychological depth beyond superficial angst and pain, each person in her oeuvre is a very specific and a detailed personality characterized by razor sharp perceptive skill.
She is a painter who is not afraid of taking risks. Her paintings are stories and novels encapsulated in an instant glance.  We want to express ourselves to others who care as we care about who we love, find to love, want to love- to be able to somehow deal with the perceptions that are so important but often must be hidden from authorities or those who try to tell us what our reality is-our reality can be viewed as a perspective. Perspective is important and symbolic in painting.  In Golnar’s painting there is an aerial perspective sometimes, the canvas creates a space and figures travel within it-an interior space that is boundless, an iconology of symbolic forms.  There are subjects and objects. The subject is a spectator. It is a critical iconology. There has been a shift from Renaissance space as symbolized by the filmic or photographic image. The rebellion against classicism is between the Apollonian and the Dionysian, an old battle in the modern era. Golnar defies expectations.
I was thinking of painters who I could compare her to. Marc Chagall came to mind as one example. A non-doctrinaire painter who belongs to no school.  Tabibzadeh as well as Chagall are artists who defy expectation, who combine schools and ideas. Artists who are who accept many inspirations or references. Chagall went beyond many of his contemporaries and his genius was misunderstood perhaps, because he was more of a humanist than reductionist.  His work triumphed over and was greater than many of his contemporaries.  
In “Cotton Dolls,” a diptych, a dream, more mysterious where the theatrical space looks like a modern institutional area in a college or town then becomes a place where there is a decision. Is it suicide or life, jumping out the window?  
Many of her subjects are in repose women in a moment of peace and expectation, not passively. They are expectant-redolent. They are lovers waiting to love although the males seem more confused and indecisive than the women in the paintings.
Painters want to break through to express their dreams and to find a receptive audience.  Her work is honest. It is sensual but not out of bounds, in any way. It is appropriate for public viewing in any kind of open space.
 To see her paintings, one has to accept there are dual levels to consciousness.  They are deep and intensely private, open about desire and private feelings but only for those who are willing to seek and look at the paintings below the surface level willing to dive in first as a mirror of their own hearts and identity and then as a dreamscape. 
They are like Persian miniatures. The tradition of Persian miniatures has a claim of establishing Golnar in a tradition that is very much a part of her cultural history. The intimacy, the grandeur or complex figurative scenes can be seen historically. 
 She sees herself as an expressionist, in an emotional painter. She could also be an expressionist of Persian cultural legacies. Expressionism developed as response to the de-humanization of industrialization and modernity, the growth of urban culture and polite society that expected art to withhold its power with pretension, finesse, or even classical beauty. 
In the dreams, it is said that expressionist artists come to fruition when there is a lack of authenticity and relevance to the pursuits of average people.
I like Golnar Tabibzadeh, who is an iconoclast in the best sense of those who directly approach the act of painting in a style that creates a personal vernacular that is unmistakable.

Frank Shifreen
American artist, curator and art critic

View More »

comments powered by Disqus

Majeed Panahee joo
Assar Art Gallery Oct Nov 2012 Babak Roshaninejad No The History Is Not Written By Victoros 03
Majeed Panahee joo
Assar Art Gallery Oct 2013 Mohammad Hossein Emad Lit Shadow 03
Majeed Panahee joo
Assar Art Gallery Oct 2012 Payam Mofidi Destroyed Memories 01
Majeed Panahee joo
Assar Gallery May 2012 Ghassem Hajizadeh 02
Majeed Panahee joo
Assar Art Gallery Omid Mehr Colour Of Love 03
Majeed Panahee joo
Assar Art Gallery April 2012 Mohammad Hamzeh Crumples 02
Majeed Panahee joo
Assar Art Gallery Dec 2012 Mojtaba Tajik New Collection 01
Majeed Panahee joo
Assar Art Gallery Nov Dec 2013 Iman Afsarian On The Odds And Ends Of No Significance 02
Majeed Panahee joo
Assar Art Gallery Dec 2012 Alireza Adambakan My Icon No 3 02
Majeed Panahee joo
Assar Gallery Group Painting Exhibition 02
Majeed Panahee joo
Assar Art Gallery Jan Feb 2014 Samira Alikhanzadeh Departed And Yet Remaining 04
Majeed Panahee joo
Assar Art Gallery Negar Orang Sep 2012 State Of Emergency 02
johnchoy ( 蔡旭威 )
香港鴨寮街
Andrea Biffi
il Castello di Brunico - Südtirol
Valentin Arfire
Parc G Ell G December 02 2008
David Kadlec
Sea Wolf Film Set - The Captains Quarters
Dmitriy Krasko
Coliseum. 1st floor
Milo Timbol
Our Lady of the Most Holy Rosary, Mother of Peace Grotto in Caramoan Islands
Rafael DeVill
University Salamanca
Jan Totzek
Ales Stenar during sunrise
Jedsada Puangsaichai
Ferry Cruise Hellesylt - Geiranger, Geiranger Fjord, Norway
Richard Hart
Verona Top Seats
Bernhard Ehrminger
Cows, the Seealp and Seealpsee
Milo Timbol
Sandbar in Caramoan Islands
Majeed Panahee joo
Shirin Art Gallery Oct Nov 2012 Farnaz Rabieijah I R A N 01
Majeed Panahee joo
Etemad Art Gallery Jan 2013 Alireza Masoomi Freedom Stop 01
Majeed Panahee joo
Aaran Art Gallery Oct 2012 Maryam Amini Eleven Illustrated Narratives The Manner Of Silence 01
Majeed Panahee joo
Haftsamar Art Gallery Jan 2013 Katayoon Amjadi Mandalas 02
Majeed Panahee joo
Haftsamar Art Gallery Oct 2013 Forough Khoshnevis 02
Majeed Panahee joo
Aaran Art Gallery Nov 2013 Samira Eskandarfar I Am Not Me 02
Majeed Panahee joo
Assar Art Gallery Apr 2013 Golnar Tabibzadeh Pandora S Box 03
Majeed Panahee joo
Etemad Art Gallery Jan 2013 Mostafa Choobtarash 01
Majeed Panahee joo
Fravahr Art Gallery May 2012 Respect Of Professor Mohsen Vaziri Moghadam 02
Majeed Panahee joo
Aun Gallery May 2012 Nazgol Ansarinia 02
Majeed Panahee joo
Garmeh Kavir Maziar Aledavod Atashoni Iran Desert 01
Majeed Panahee joo
Fravahr Gallery April May 2012 Segment Group 04
More About Tehran

Overview and HistoryTehran is the capital of Iran and the largest city in the Middle East, with a population of fifteen million people living under the peaks of the Alborz mountain range.Although archaeological evidence places human activity around Tehran back into the years 6000BC, the city was not mentioned in any writings until much later, in the thirteenth century. It's a relatively new city by Iranian standards.But Tehran was a well-known village in the ninth century. It grew rapidly when its neighboring city, Rhages, was destroyed by Mongolian raiders. Many people fled to Tehran.In the seventeenth century Tehran became home to the rulers of the Safavid Dynasty. This is the period when the wall around the city was first constructed. Tehran became the capital of Iran in 1795 and amazingly fast growth followed over the next two hundred years.The recent history of Tehran saw construction of apartment complexes and wide avenues in place of the old Persian gardens, to the detriment of the city's cultural history.The city at present is laid out in two general parts. Northern Tehran is more cosmopolitan and expensive, southern Tehran is cheaper and gets the name "downtown."Getting ThereMehrabad airport is the original one which is currently in the process of being replaced by Imam Khomeini International Airport. The new one is farther away from the city but it now receives all the international traffic, so allow an extra hour to get there or back.TransportationTehran driving can be a wild free-for-all like some South American cities, so get ready for shared taxis, confusing bus routes and a brand new shiny metro system to make it all better. To be fair, there is a great highway system here.The metro has four lines, tickets cost 2000IR, and they have segregated cars. The women-only carriages are the last two at the end, FYI.Taxis come in two flavors, shared and private. Private taxis are more expensive but easier to manage for the visiting traveler. Tehran has a mean rush hour starting at seven AM and lasting until 8PM in its evening version. Solution? Motorcycle taxis! They cut through the traffic and any spare nerves you might have left.People and CultureMore than sixty percent of Tehranis were born outside of the city, making it as ethnically and linguistically diverse as the country itself. Tehran is the most secular and liberal city in Iran and as such it attracts students from all over the country.Things to do, RecommendationsTake the metro to the Tehran Bazaar at the stop "Panzda Gordad". There you can find anything and everything -- shoes, clothes, food, gold, machines and more. Just for the sight of it alone you should take a trip there.If you like being outside, go to Darband and drink tea in a traditional setting. Tehranis love a good picnic and there are plenty of parks to enjoy. Try Mellat park on a friday (fridays are public holidays), or maybe Park Daneshjou, Saaii or Jamshidieh.Remember to go upstairs and have a look around, always always always! The Azadi Tower should fit the bill; it was constructed to commemorate the 2500th anniversary of the Persian Empire.Tehran is also full of museums such as:the Contemporary Art Museumthe Abghine Musuem (glass works)the 19th century Golestan Royal Palace museumthe museum of carpets (!!!)Reza Abbasi Museum of extraordinary miniaturesand most stunning of all,the Crown Jewels Museum which holds the largest pink diamond in the world and many other jaw-dropping jewels.Text by Steve Smith.